کمتر ترجمه کنید

مدت نسبتا زیادی از آخرین مطلب وبلاگ گذشته بود. گفتم به بهانه‌ی مراوداتی که با امین آرامش عزیز داشتم آپدیتش کنم. طی دو پروسه جداگانه، بنده هم سعادتمند شدم تا در رادیو کار نکن حضور داشته باشم و هم گپ و گفتی در مورد شغلِ مختلف‌الاسمِ دیتا ساینتیست [یا دیتا ماینر/ متخصص داده/ دانشمند داده(!)] داشته باشیم.

مطلب مرتبط رادیو کار نکن / فایل صوتی در تلگرام (نیازمند فیلترشکن)

معرفی شغل داده کاوی (/ دیتا ساینس)

حالا که پست خالی گیر آوردم، بذارین یکمی هم در مورد کتاب‌های ترجمه شده غر بزنم. تصمیم گرفتم دیگه کتاب‌هایی که دوست دارم رو ترجمه شده نخونم. این تصمیم رو در پی سه تجربه‌ی بسیار بد مجبور شدم بگیرم.

تجربه‌ی اول مربوط به کتاب «جنبه‌ی مثبت بی‌منطق بودن» دن اریلی بود که توسط «اصغر اندرودی» ترجمه شده. بعضی از قسمت‌های کتاب به وضوح خروجی [...ادامه‌ی مطلب...]

انتخاب‌کُشی هوشمندانه

داشتم کتاب  Flow: Psychology of Optimal Experience رو می‌خوندم. یه جاییش می‌گفت گاهی پیش میاد که به تناقضات درونی می‌خوریم. یعنی نمی‌دونیم از بین گزینه‌هایی که برای ادامه‌ی زندگی داریم، کدومش رو می‌خوایم. البته ما که همیشه همه رو با هم می‌خوایم. ولی از طرفی هم می‌دونیم که «همه‌چیز رو با هم خواستن»، به چیزی جز «هیچی نداشتن» منتهی نمی‌شه.

کلی چیز هستش که بهش علاقه داریم اما بدیهیه که نمی‌تونیم به همشون رسیدگی کنیم. گاهی با هم در تناقضن، گاهی هم حتی اگر در تناقض مستقیم نباشن، ما وقت و انرژی کافی برای رسیدن به جفتشون رو نداریم.

اکثریت مردم در همین نقطه باقی می‌مونن. فقط می‌دونن که چیزهای زیادی می‌خوان از زندگی. ولی نمی‌تونن درک کنن که هر قدمی که به سمت یک هدف برمی‌دارن، اونها رو یک قدم از اهداف دیگه‌شون دور می‌کنه و اگر بخوان هر [...ادامه‌ی مطلب...]

با من ز ماشین حرفی نزن

نزدیک به دو سال پیش بود که خواستم یه ویدئو توی ایستاگرام آپلود کنم. یه قسمت از انیمیشن «من نفرت انگیز» بود که خیلی دوستش داشتم. گوشی عزیز که کلا با زغال به اینترنت وصل می‌شد. واسه همین مجبور می‌شدم با تبلتم پست بذارم. نمی‌دونم چرا هربار می‌خواستم ویدئو آپلود کنم تبلتم هم به مشکل می‌خورد. این شد که بعد چندبار تلاش، گوشی هم اطاقیم رو قرض گرفتم، با هزار بدبختی کلیپ رو منتقل کردم به گوشیش. اما باز هم نمی‌دونم چی شد، فرمتش خراب بود، فایل ناقص بود، اینترنت بد بود که هر کار کردم حتی از گوشی رفیق هم نشد آپلود کنم. آخر کلیپ رو همراه با یوزرنیم و پسورد فرستادم برای یکی از اقوام و گفتم از فلانجا تا فلانجاش رو با فلان کپشن آپلود کنه. ایشون بلاخره تونست پست رو ارسال کنه. و من با خیال [...ادامه‌ی مطلب...]

معرفی علی قنواتی

صبح نمی‌دونم چی شد که به ذهنم رسید یکی از لینک‌هایی که چند روز پیش یکی از دوستام توی گروه‌های تلگرامی فرستاده بود رو باز کنم و بخونم. مقاله‌ای نسبتا طولانی در مورد جناح‌بندی‌های سیاسی در ایران. خیلی خوشم اومد و رفتم در مورد نویسنده‌اش سرچ کردم. «علی قنواتی». به وبلاگش توی خبرآنلاین رسیدم. اینطوری معرفی کرده بود خودش رو:

روزنامه‌نگار و مدیرفرهنگی | متولد خرمشهر ۱۳۵۲ | دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف | مؤسس نشریاتی چون نقطه‌سرخط (۷۲)، سروش جوان (۷۸)، روزنامه‌شریف (۸۰)، کاشف، کلیک و نسل‌سوم (روزنامه جام‌جم ۸۰تا۸۲)، همشهری‌جوان (۸۳)، گروه مجلات همشهری (داستان، سرزمین‌من، سرنخ، آیه، تماشاگر، دوره جدید دانستنیها و… ۸۶تا۸۸) | مؤسس سازمان تلویزیونی سوره (۹۲)، مشاور ارشد و قائم‌مقام سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران (۸۹)، عضو هیئت مدیره روزنامه همشهری (۸۶تا۸۸)، مشاور فرهنگی وزیر و مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت (۸۴تا۸۶)

این لیست [...ادامه‌ی مطلب...]

کرانستان بلاک‌چین‌ها Extremistan of Blockchains

پیش‌نوشت: این مطلب، الهام گرفته از نوشته‌ی دیگریست. نسخه‌ی اصلی و مفصل‌تر در New York Times (حدود ۹۰۰۰ کلمه انگلیسی)

همانطور که می‌دانید اینترنت توسط تعدادی محقق که از دولت آمریکا برای تحقیقاتشان سرمایه جذب می‌کردند توسعه پیدا کرد تا این امکان را فراهم کند که دو کامپیوتر بتوانند ارتباطی بدون نقص با هم داشته باشند. به سنت معمول کارهای اکادمیک، پس از حدود بیست سال نتایج این تحقیقات در قالب یک پروتکل استاندارد منتشر شد تا همه بتوانند به رایگان از آن استفاده کنند. مشابه همین اتفاق برای پروتکل‌های ارتباطی ایمیل (POP, IMAP, SMTP) هم رخ داد و هرکسی می‌توانست بدون اینکه ریالی به سازندگان این پروتکل بپردازد، از امکاناتی که اون‌ها ایجاد کرده بودند در بستر اینترنت ( که اون هم پروتکل مشابهی بود) استفاده کند. GPS هم کمابیش به همین شکل به دست عموم مردم رسید. (قبل [...ادامه‌ی مطلب...]