کمتر ترجمه کنید

مدت نسبتا زیادی از آخرین مطلب وبلاگ گذشته بود. گفتم به بهانه‌ی مراوداتی که با امین آرامش عزیز داشتم آپدیتش کنم. طی دو پروسه جداگانه، بنده هم سعادتمند شدم تا در رادیو کار نکن حضور داشته باشم و هم گپ و گفتی در مورد شغلِ مختلف‌الاسمِ دیتا ساینتیست [یا دیتا ماینر/ متخصص داده/ دانشمند داده(!)] داشته باشیم.

مطلب مرتبط رادیو کار نکن / فایل صوتی در تلگرام (نیازمند فیلترشکن)

معرفی شغل داده کاوی (/ دیتا ساینس)

حالا که پست خالی گیر آوردم، بذارین یکمی هم در مورد کتاب‌های ترجمه شده غر بزنم. تصمیم گرفتم دیگه کتاب‌هایی که دوست دارم رو ترجمه شده نخونم. این تصمیم رو در پی سه تجربه‌ی بسیار بد مجبور شدم بگیرم.

تجربه‌ی اول مربوط به کتاب «جنبه‌ی مثبت بی‌منطق بودن» دن اریلی بود که توسط «اصغر اندرودی» ترجمه شده. بعضی از قسمت‌های کتاب به وضوح خروجی [...ادامه‌ی مطلب...]

دسکتاپ آزاد شد

به پوریا صفرپور قول داده بودم که دیروز (دوشنبه) رو نرم تلگرام. اما طی یک اشتباه سهمگین، چشمم به صفحه‌ی نحس این نرم‌افزار باز شد. (پوریا جان شرمنده) وقتی یادم اومد جوری آه از نهادم بلند شد که دوست کنار دستم فکر کرد کشتی‌هام به گل نشسته. البته همچین حسی رو هم داشتم. در اولین قدم برای رهایی از این حس، نرم‌افزار تلگرام دسکتاپ رو حذف کردم تا دیگه چشمم به روی سیاهش وا نشه. همچنین خودمو تنبیه کردم و اون دوره‌ی دوری از تلگرام رو تا صبح چهارشنبه تمدید کنم. دیدم هنوز آروم ندارم، پوریا هم که دم دست نبود، به جاش دوست کناریم رو به یه قهوه دعوت کردم. (پوریا یه نوشیدنی از من طلب داری.)

ترکمن‌ها یه اصطلاح جالبی دارن که وقتی به چیزی که می‌خواستن نمی‌رسن، میگن «بَرفید بُلْسن».احتمالا دوستان ترک حدس می‌زنن که مصدر بُلما[خ]، [...ادامه‌ی مطلب...]

اندر معایب داشتن دوستان خوب

این اواخر کتاب «کم‌عمق‌ها» اثر نیکلاس کار رو تموم کردم. به جرئت می‌تونم بگم از بهترین کتابایی بود که تاحالا خونده بودم. حس می‌کنم نسبت به قبل از خوندن کتاب خیلی تغییر کردم. کتاب در باب تاثیراتی بود که اینترنت در مغز ما ایجاد کرده. البته در این بین اطلاعات خیلی مفیدی هم در مورد مدل کارکرد مغز بدست آوردم. این اطلاعات جدید به قدری جالب بود که فورا تصمیم گرفتم از این اطلاعات استفاده کنم و یکمی ساختار مغزمو دستکاری کنم. یه تغییری که خیلی دوست دارم داشته باشم اینه که بتونم هرچیزی که به ذهنم میاد رو فورا به کیبورد منتقل کنم. طبق مطالعات نیکلاس کار نباید سخت باشه. یه جایی توی کتاب گفته بود در اثر ۵ روز استفاده‌ی یک ساعته از اینترنت، مغز افرادی که قبلا تجربه‌ی کار با اینترنت نداشتند، تغییر کرده بود و مثل [...ادامه‌ی مطلب...]

در ستایش ماکیاولی

ماکیاولی را از مظلوم‌ترین انسان‌های تاریخ می‌دانم. او به عنوان یکی از بدنام‌ترین افراد تاریخ شناخته می‌شود. گناه او هم این بود که بدون آن که تن به رذالت ایده‌الیست‌ها بدهد، هرچه از قوانین حاکم بر اطرافش دیده بود، نوشت و تلاش کرد آن را کمی (فقط کمی) بهتر اجرا کند. اما آن قوانین آنچنان بیرحم بودند که حتی نتوانستند تصویری از خودشان را تحمل کنند و آن را زشت‌ترین نقاشی تاریخ لقب دادند.

هرچند قوانینی که ماکیاولی نوشته بود بارها و بارها استفاده شد. (و بسیار موارد هم به خوبی عمل کرد.) اما کوته نظران به جای آنکه آنرا در زمان و شرایط خودش ببینند، آن را مانند عضوی از بدن ماکیاولی جدا کرده، عینا در زمان خود استفاده کردند. و وقتی دیدند این عضو قطع شده پاسخی برایشان ندارد، آن را نفرین کردند.

در اینجا باید از تیم [...ادامه‌ی مطلب...]

دنیای سوفی

خیلی از آدم ها دنیا را مثل بیرون کشیدن ناگهانی خرگوش از کلاه بلندی که تا چند لحظه قبل کاملا خالی بوده غیرقابل درک می‌دانند. درباره‌ی خرگوش همه می‌دانیم که شعبده باز باید ما را فریب داده باشد. ولی دوست داریم چگونگی انجام این کار را افشا کنیم. اما وقتی پای دنیا وسط می‌آید آن‌وقت موضوع کاملا فرق می‌کند. همه می‌دانیم دنیا فریب و نیرنگ نیست چون ما روی زمین زندگی می‌کنیم و خودمان هم جزئی از آن هستیم. در واقع ما خرگوش سفیدی هستیم که از آن کلاه بلند بیرون کشیده شده است. تنها فرق ما و آن خرگوش سفید این است که خرگوش کوچکترین درک و فهمی از شرکت در شعبده بازی ندارد. ولی ما فرق داریم. ما خودمان فکر می‌کنیم که در چیزی مرموز شرکت داریم و می‌خواهیم چگونگی این رمز و راز را درک و افشا

[...ادامه‌ی مطلب...]