زندگی پس از مرگ

۴۱۹a-art
بیماری روز به روز فراگیرتر می‌شد. مردم به مانند زامبی ها به جان هم افتاده بودند. زامبی‌ها –نام دیگری برایش نداشتم- گاز می گرفتند تا یکی از آنها شوی. ولی برای اینکار باید بهانه‌ای دستشان می‌دادی. هر حرکتی می توانست آنها را عصبانی کند. پرهیز، بهترین راه نجات بود. اما تنها پناهگاه، خانه ها بودند. از هر راهی برای محافظت از خانواده ام استفاده می‌کردم. ولی آنها روز به روز بیشتر می‌شدند. بیماری قوی تر از آن بود که بتوانم جلویش را بگیرم..

***

آرام آرام به خانه بر می‌گشتم، هرلحظه ممکن بود زامبی‌ای را عصبانی کنم. بلاخره رسیدم. بی سروصدا در را باز کردم و داخل شدم.ناگهان در جای خود خشک شدم؛ یخ کرده بودم اما عرق بر پیشانی‌ام نشسته بود. به چشم همسرم خیره بودم. آرام نفس می‌کشیدیم تا عصبانی نشوند.پسرم که انگار فهمیده بود نباید تکان بخورد، [...ادامه‌ی مطلب...]

مسئولیت

آنتوان دوسنت اگزوپری را تقریبا همه‌ میشناسند. مخصوصا جمله‌ی معروفش در کتاب شازده کوچولو که بارها با عکس خسرو شکیبایی شِیر شد :« تا آخر عمر در برابر کسی که اهلی کردی مسئولی».

خوب اگر کسی از این نویسنده فقط همین کتاب را خوانده باشد احتمال تصویری که از اگزوپری در ذهن دارد نویسنده‌ای رمانتیک و عاشق‌پیشه است که در کنجی نشسته و درد فراق یار می کشد!

اما اگر به صفحه ویکیپدیای این شخص بروید اولین عکسی که از وی می بینید روبروی یک هواپیما خواهد بود. و خواهید دید که او در جنگ جهانی دوم خلبان ناوگان هوایی فرانسه بوده و (به نقل از منابع مختلف) ۸ تا ۱۰ عملیات جنگی انجام داده! در نهایت هم در یکی از همین عملیات ها کشته شد و لاشه هواپیمایش تا مدت‌ها مفقود مانده بود.

Flight-to-Arras

اما برای شناخت بهتر آنتوان لازم [...ادامه‌ی مطلب...]