حذف، بدونِ اضافه

چند بار پیش اومد که دیدم میثم مدنی در جواب اینکه چرا فلان کارو کرده گفته: «بار خورد»

میثم مدنی زمانی که بخواد بگه چندان برای انتخاب کردن این تصمیم وقت نذاشته و یا مستدل به این جنگ انتخاب وارد نشده از این اصطلاح استفاده می‌کنه. می‌تونید به مصاحبه‌اش با امین آرامش هم گوش کنید تا نمونه‌هاش رو ببینید. توی وبلاگش هم بهتر توضیح داده که منظورش از این حرف بارخورد یعنی چی. اگر اینکارو بکنید می‌بینید که توی زندگی همه‌ی ماها پر از همین اتفاقات بارخورد هستش. از شغل و دانشگاه تا زندگی شخصی. آدم موفق و عادی هم نداره. همه این تصمیمات رو توی زندگیشون دارند. خوب ما هم گفتیم بار خورد، اون آدم‌هایی که خیلی موفق شدند هم میگن بار خورد. ما هم هرچی دم دستمون بود انجام دادیم، اونا هم ظاهرا همینطور. اما چطور [...ادامه‌ی مطلب...]

استقلال

پیش‌نوشت: این مطلب از سر لج نوشته شده. فقط برای اینکه چیزی نوشته باشم، وبلاگی را به صورت شانسی باز کردم، عنوان اولین نوشته‌ی آن را خواندم و بی توجه به محتوای آن، هرچه در مورد عنوان آن به ذهنم رسید نوشتم. اصلا در ابتدای متن نمی دانستم می‌خواهم به چه چیزی برسم. (و حتی قصد هم نداشتم که برسم)

در تئوری احتمال استقلال دو واقعه از هم، یعنی وقوع واقعه‌ی اول، تاثیری در احتمال وقوع رابطه‌ی دوم نمی‌گذارد و بلعکس. استقلال همیشه نسبت به یک واقعه یا چیز دیگر بررسی می‌شود. مثلا وقتی می‌گویند شخصی در خورد و خوراک خود مستقل شده احتمالا منظورشان این است که اگر خانواده‌ی شخص هم برای او چیزی آماده نکنند احتمالا او می‌تواند خودش غذایی بپزد. کم پیش می‌آید منظورمان این باشد که او می‌تواند بی نیاز از همه چیز (من جمله اجاق [...ادامه‌ی مطلب...]