۲۰۱۷ READING CHALLENGE

همانطور که انتظار دارید قرار نیست از پست‌های من چیز خاصی در بیاد. پس Skip as you wish.

پارسال بهمن ماه بود که به شدت احساس بی ثمر بودن بهم دست داده بود و نمی‌دونستم که باید چیکار کنم. طول روزم پر بود اما نتیجه‌ای نداشت. دنبال یه گزینه آلترناتیو بودم. همون موقع‌ها بود که تصمیم گرفتم کتاب خوندن رو به صورت جدی‌تر از همیشه دنبال کنم. دیروز توی اکانت گودریدزم می‌گشتم که دیدم از هدف‌گذاری‌ای که در تعداد کتاب‌ها برای این سال میلادی داشتم هم گذر کردم. یعنی انتظار داشتم ۲۴ تا بخونم، ولی الان ۲۸ امی رو تموم کردم. ضمنا کل کتاب‌هایی که تا الان خوندم ۵۳ جلد بوده که یعنی نصف بیشترشون رو در همین امسال خوندم.

این جمله هم شرمنده‌کننده‌ست (از این که قبلا خیلی کم می‌خوندم) و هم خوشحال‌کننده (که رشد خوبی داشتم). ولی به [...ادامه‌ی مطلب...]

تحلیل محتوای وبلاگ محمدرضا

در ادامه مسخره‌بازی‌هایی که اخیرا با ابزارهای هوش مصنوعی دارم، به بخش تحلیل متن رسیدم. الان دارم با مدل Word2Vector کار می‌کنم. این مدل کارش اینه که تعداد زیادی متن رو می‌خونه، و صرفا از روی محیطی که اون کلمه درش قرار داره، معنای اون رو پیش‌بینی کنه. (با خود کلمه و حروفش کاری نداره.) البته دقیقا نمی‌تونه بگه این کلمه چه معنی‌ای داره. اما میتونه کلمات دیگه‌ای که در یک فضای معنایی مشابه اون قرار دارند رو تشخیص بده. مثلا کلمات بد و خوب، با این که متضاد هم هستن، در یک فضای معنایی قرار می‌گیرن، چون میشه به جای همدیگه استفاده کنیم. (هرچند معنی کاملا عوض میشه، اما جمله بی‌معنی نمیشه) حالا که سیستم به این شناخت از کلمات رسید می‌شه این درک حاصله رو روی تصویر هم نشون داد، جوری که کلماتِ با فضای معنایی مشابه، به [...ادامه‌ی مطلب...]

#بامتمم: عکس‌های دسته جمعی + تعدادی عکس دو نفره منتظر صاحبانشان

اول از همه باید به غیر حرفه‌ای بودن خودم اعتراف کنم. از بس ذوق زده شده بودم بعد همایش که عکس‌های دسته جمعی رو بدون اینکه نگاه کنم همینطوری بین دوستای متممی پخش کردم. بعدا که نگاهشون کردم گفتم ای دل غافل عجب عکس آبروبری :)) دوربین کج، ترکیب بندی بد،… این شد که نشستم روی همه ادیت‌های اولیه رو پیاده کردم تا حداقل دوستان متممی روشون بشه اونو جایی نشون بدن. ضمنا حجم اون عکس‌هایی که منتشر شده بود حدود یک مگابایت بود. این شد که تصمیم گرفتم یه اعلامیه بدم و بگم که می‌تونید از لینک پایین، همه‌ی عکس‌های دسته جمعی ادیت شده رو با حداکثر کیفیت (بین ۵ تا ۳ مگابایت) دریافت کنید. امیدوارم اگه قراره عکسی از دوربین من تو وبلاگشون بمونه، اینا بمونه تا حداقل چیزی هم از آبروی بنده ایضا :)) (قابل توجه امین [...ادامه‌ی مطلب...]

الگوریتم ژنتیک برای یافتن هدف زندگی

یه متد جالبی توی هوش مصنوعی هست که من خیلی بهش علاقه دارم، به نام الگوریتم ژنتیک. وقتی استفاده میشه که ما میتونیم تطابق هر جواب با مسئله رو حساب کنیم، اما روش رسیدن به جواب رو نمیدونیم. مثلا می‌خوایم یه شبکه عصبی بنویسیم که بره خودش سوپرماریو (قارچ‌خور) بازی کنه؛ از روی امتیاز یا تموم کردن بازی، راحت میشه فهمید کی بهتر بازی کرده اما سخته که خط به خط برنامه نویسی کنیم که یه سیستم بتونه خودش سوپرماریو بازی کنه. این موقع ریش و قیچی رو میسپریم دست هوش مصنوعی.

توی الگوریتم ژنتیک، یه محیط داریم و تعداد زیادی گونه. هر گونه یک جواب محتمل هست برای سوالِ این محیط. یعنی صدتا شبکه عصبیِ شانسی ساختیم و می‌خوایم ببینیم کدوم یکی از اینا می‌تونه بازیِ سوپرماریو رو تموم کنه. قاعدتا وقتی شانسی شبکه عصبی میسازیم، همشون توی بازی [...ادامه‌ی مطلب...]

زندگی به پیش

چند ساعت دیگه مامان بابام میان تهران. این بار که می‌بینمشون، سربلندتر از همیشه‌ام. چرا؟ چون دارم مستقل میشم. حداقل از نظر مالی. چون نتیجه‌هاشون داره جواب میده. چون حرص و جوش‌هاشون بی‌نتیجه نمونده. نمی‌دونم این حرص و جوش‌ها از کی شروع شد. از زمانی که مدرسه ابتدایی می‌رفتم یادمه که بود. زمانی که با وجود مشکلات مالی منو فرستادن مدرسه خصوصی تا بهتر درس بخونم. یادمه وقتی تیزهوشان قبول شدم چقدر خوشحال شدن و وقتی تو راهنمایی نمره‌هام افت کرده بود چقدر ناراحت بودن. سال سوم دبیرستان وقتی دیدم چقدر ناراحتن، شروع کردم دوباره درس خوندن. اینبار حتی فشاری هم برای درس خوندن روم نبود. ولی برای شاد کردنشون خوندم و وقتی نتیجه گرفتم بیشتر از اینکه برای خودم شاد باشم، برای اونا خوشحال بودم. وقتی رتبه‌ی کنکورم اومد، خودم یه گوشه ایستاده بودم و اونا بودن که داشتن [...ادامه‌ی مطلب...]